امام علی در ادب فارسی

مقاله ای ۴۳۷صفحه ای   ورود  در مورد

تجلی اوصاف امام علی  در ادب فارسی

پیش درآمد:

در بین اقسام هنر، هنر شعر در تمام زمینه‌های خود آگنده از مضامین نغز و لطیفی در تجلی اندیشه‌های مختلف بشری است. به خصوص در تجلی اندیشه‌های دینی و مذهبی، اسلامی و قرآنی. این اندیشه‌ها در وجود شاعران متعهدی که به مدح و منقبت اهل بیت نبوت و ولایت زبان گشوده اند، آثار ارزشمند و ماندگاری از خود به یادگار گذاشته اند که در این آثار لطافت‌های روح بشری، منزلت انسان، سیر و سلوک، عشق و عرفان و … موج می زند.

از افتخارات ادبیات خصوصاً نظم (شعر) تجلی، اندیشه، افکار، رفتار، حوادث، حماسه و انقلاب حضرت علیاست که بدون شک و تردید باید گفت حضرت علیبه ادبیات نوعی روح معنوی داده است، چرا که هر جا صحبت از ادبیات حماسی و انقلابی است، بیش و کم نام حضرت علیهم می باشد. شاعران برای کوبیدن فساد و ستم، ریا و توجه به عدالت، مردانگی، شجاعت و ایمان از روح و مرام و مسلک باشکوه و انقلابی حضرت علی ۷الهام می‌گیرند.

حضرت علی ۷با ایمان به وفاداری، عدالت، قضاوت، شجاعت، بردباری، تواضع، علم، زهد، تقوا، فضیلت، طریقت، شهادت، کرامت و … چنان تأثیری در ادبیات گذاشته که دیوان کمتر شاعر متعهد شیعی را می توان از آغاز ادب فارسی تاکنون سراغ گرفت که غزل، قصیده، دوبیتی، رباعی و مثنوی و … مزین به این اوصاف نباشد. راستی رمز و راز این عظمت را باید در چه چیزی جست؟ در یک چیز و آن این که علیحقیقت است و بس.

شرح مناقب بیان، مدایح، مصائب، مراثی و بیان سرگذشت، و تجلی اوصاف از خمیرهای اصلی شعر مذهبی و اعتقادی می باشند. بر شمردن خصلت‌های نیک و هنر ائمه دین از همان ابتدا به وسیله‌ی مناقب جوانان از جایگاه گسترده‌ای در ادب فارسی برخوردار بوده است و ذبیح الله صفا در این زمینه می نویسد: «منقبت عمو ستایش اهل دین از دیرباز در بین شعرای شیعه مذهب و دیگران معمول بوده است، زیرا آنان برای تبلیغ عقاید خویش شیوه‌هایی اختیار می کردند که علاوه بر نتیجه‌ی نهایی به حفظ مدایح و مناقب هم کمک شایانی می کردند و یکی از راههایی که اهل شیعه پس از کسب قدرت برای نشر مذهب خود انتخاب کرده بودند، استفاده از مناقب بوده است.»[۱]

نتیجه سخن اینکه جزیی‌ترین تا کلی‌ترین هنر پیشوایان دینی چه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم جهت بهره‌های مختلف در اندیشه و زبان شعرا، گذشته و بیان شده است. علت گسترش این مسأله:

۱٫ شناخت سرایندگان از حقیقت و جوهر دین.

۲٫ شناخت رسالت و پیام دین.

۳٫ شناخت شخصیتی و حقیقی پیام آوران دین

این نوع شناخت سبب می شد که نور ایمان بر دل و جانان شعرا تعادل و در نتیجه‌ی آن ارادت خالصانه ای به دست آورند، یقیناً اگر چنین شناختی حاصل نمی شد، هیچ وقت امکان نداشت شعرا بتوانند به این زیبایی و پرمحتوایی حقیقت و جوهره قلبی و اعتقادی خویش بروز دهند.


[۱] – تاریخ ادبیات در ایران، ج ۲، ص ۱۹۴٫

فهرست آیات و احادیث[۱]

* إلا بذکر الله تطمئن القلوب

  • o لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
  • o کفی و کف علی فی العدل سواءٌ و یدی علی‌بن‌ابی‌طالب فی العدل سواء
  • o کان شدید الادمه، ظاهره السمره، عظیم العنین، مائلاً الی القصر، کان احسن الناس وجهاً
  • o اَبّ زوجک، اَبّ علمک، اَبّ ولدک
  • o أنا مدینه العلم و علی بابها

* انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون.

  • o من کنت مولاه فهذا علی مولاه
  • o فانّه مسوس فی ذات الله
  • o لو کنتو العظاما اَزددت یقیناً
  • o قتل علی فی المحراب لشدت عدله
  • o حبّه ایمان و بقضه کفر

* إنما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً

  • o اری نور الوحی و الرساله و اشم ریح النبوه و لقد سمعت

* هل اتی علی الانسان حین من الدّهر لم یکن شیئاً مذکوراً

* والذی بعثتنی بالحق ما اخترتک الّا لنفسی انت منّی بمنزله هارون من موسی

  • o قم یا اباتراب

* الذین ینفقون اموالهم بالیل و النهار سرّاً و علانیهً

  • o انت المعطی و أنا السائل و هل یرحم السائل الّا المعطی

* و أنذر عشرتک الاقربین

* الیوم اکلمت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً

* واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا

  • o کانک حیدره حیدره اللبوه إذا غضب من قبل إذا ولادها
  • o ولکنه خاصف النعل فی الحجره

* إن الذین آمنوا و عملوا الصالحات و اولئک هم خیرالبریه

  • o ذکر علی عباده
  • o وتعلموا القرآن فانّه اَحسن الحدیث و تفقهو فیه فانّه ربیع القلوب
  • o الا و إن امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه به قرصیه
  • o هذا اول من آمن بی و صدقتی و صلی معی
  • o بسم الله و بالله و علی مله رسول الله فزت و رب الکعبه

* إهدنا الصراه المستقیم

  • o الیمین و الشمال مضله و الطریق الوسطی هی الجاده
  • o یا علی لا یعرف الله الّا أنا و أنت
  • o و ام الذین أبیضت وجوهم
  • o من أحب أن ینظرو  إلی آدم فی عمله و إلی نوح فی التقوا و الی ابراهیم فی حلمه فینظر علی علی
  • o کلامه فوق کلام المخلوق و کون کلام الخالق
  • o یا علی أنت امیرالمؤمنین و قائد غرالمحجلین
  • o علی کتاب الله أقروکم
  • o علی مع القرآن و قرآن معل علی
  • o أنا کلام الله الناطق
  • o ولو کان الحلم رجلاً لکان علیاً

* و کل شیٍ أحصیناه فی امامٍ مبینٍ

  • o ماظننت الّا انّه اشرف علی القمر اللیله البدر
  • o ولایه علی مکتوبه فی جمیع صحف الأنبیاء
  • o أنا الذی اعلم عدد النمل و وزنها و …
  • o إذ ثبت کنا شی من علی لم تعدل عنه الی غیره
  • o ما أخدت فی تفسیر القرآن فعن علی‌بن‌ابی‌طالبٍ
  • o علیٌ قاضی دین
  • o اللهم انّی أتقرب الیک بولایه علی‌بن‌ابی‌طالب
  • o الله الله فی الایتام فلاتعبوا افواهم و لا یضیعوا بحضرتکم
  • o لاتترکو لامر بالمعروف و النهی عن المنکر
  • o انا اقرآن الناطق
  • o انا کلام الله الناطق
  • o النظر إلی وجه علی عباده 

فهرست منابع و مآخذ

۱٫ آفتاب لایزال، توانا، امیر، نشر میعاد، چاپ اول ۱۳۸۰ .

۲٫ امام امیرالمؤمنین از دیدگاه خلفا، فقیه ایمانی، مهدی، نشر عطر عترت، چاپ چهارم ۱۳۸۰٫

۳٫ از زلال زمزم غدیر، موحد ابطحی، سید علی، نشر مدرسه الامام مهدی ۱۳۸۰٫

۴٫ امام علی پیشوای صدیقین، مدرسی، آیت ا… محمد تقی، مترجم حسن خاکرند، نشر محبان الحسین، ج پنجم ۱۳۸۴٫

۵٫ بحارالانوار، مجلسی، محمد باقر، دارالکتب اسلامی.

۶٫ تجلی اوصاف امیرالمؤمنین، طالشی، یدالله، نشر امیرکبیر ۱۳۸۲٫

۷٫ تجلی امامت، ناظم زاده قمی، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ چهارم ۱۳۷۸٫

۸ . جلوه‌ی ولایت، انصاری، عذرا، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ اول ۱۳۷۶٫

۹٫ حیله الاولیا و طبقات الاصفیا، اصفهانی، ابونعیم، نشر دارالکتب العلمیه بیروت، ۱۴۰۹ هـ.ق.

در پرتو ولایت، مصباح یزدی، محمد تقی، نشر موسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی ۱۳۸۳٫

۱۰٫ در سایه‌ی آفتاب، التسری، محمد تقی، چاپ اول ۱۳۸۳٫

۱۱٫ دانشنامه‌ی امام علی، رشاد، علی اکبر، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه‌ی اسلای، چ اول ۱۳۸۰ .

۱۲٫ دمی با غدیر، جمعی از نویسندگان لبنان، نشر حضور، چاپ اول ۱۳۸۱٫

۱۳ . زندگانی چهارده معصوم، عمادزاده، حسین، نشر طلوع، چاپ اول ۱۳۷۳٫

۱۴٫ زندگانی چهارده معصوم، مدرسی، آیت ا… محمدتقی، نشر محبان الحسین، چاپ سوم ۱۳۸۰٫

۱۵٫ زندگانی امیرالمؤمنین، رسولی محلاتی، سید هاشم، نشر دفتر فرهنگ اسلامی، چاپ دوازدهم ۱۳۸۳٫

۱۶٫ زندگانی امام علی، جمعی از نویسندگان لبنان، ترجمه حمیدرضا کفاش، نشر عابد ۱۳۷۹٫

۱۷٫ سیاست‌نامه امام علی، محمدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر، چاپ دوم ۱۳۸۱٫

۱۸٫ سیری در تاریخ معصومین، طالب شهرستانی، محمد اسماعیل، نشر.

۱۹٫ سیری در زندگی حضرت علی (ع) ، سید محمد صالحی، نشر معیار علم، چاپ دهم ۱۳۸۵٫

۲۰٫ سیمای پرفروغ، ناظرزاده قمی، سید اصغر، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۹٫

۲۱٫ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، دار احیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ هـ.ق

۲۲٫ شرح نهج البلاغه، هاشمی، میرزا حبیب، مکتب الاسلامیه، ۱۳۴۸ هـ. ش

۲۳٫ علی شاهکار خلقت، پیشگاهی شبستری، عباسعلی، نشر اعرابی ۱۳۷۹و

۲۴٫ علی از زبان علی، شهیدی، سید جعفر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ سیزدهم ۱۳۷۹٫

۲۵٫ علی اسوی تقوی و عدالت، احمدی بیرجندی، احمد، نشر اسوه، چاپ اول ۱۳۷۶٫

۲۶٫ علی از زبان استاد مطهری، نشر سلسله، چاپ دوم ۱۳۷۹٫

۲۷٫ علی آیینه‌ی عرفان، ناظم زاده‌ی قمی، سید اصغر، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ چهارم ۱۳۷۹٫

۲۸٫ علی (ع) (تاریخ تحلیلی نیم قرن اول اسلام)، جعفری، سید محمد مهدی، چاپ نشر شرکت سهامی، چاپ هشتم ۱۳۷۶٫

۲۹٫ قصص امیرالمؤمنین، خلف زاده، احمد، نشری مهدی یار، چاپ سوم ۱۳۷۹٫

۳۰٫ فرزند قبله‌، ذوالقدر، عنایت الله، نشر میراث ماندگار، چاپ اول ۱۳۸۴٫

۳۱٫ صدوده داستان از زندگی علی، علیان نژادی، ابوالقاسم، نشر آل طه، چاپ اول ۱۳۸۰٫

۳۲٫ کلیات منتهی الآمال، قمی، شیخ عباس، نشر بهزاد، چاپ اول ۱۳۷۷٫

۳۳٫ مولود کعبه، اردوباری، شیخ محمد علی، نشر رسالت، چاپ اول ۱۳۷۹٫

۳۴٫ مناقب ابن شهر آشوب، شهر آشوب مازندرانی، ابوجعفر، نشر مصطفوی .

۳۵٫ نشانه‌های روشن، نصرالهی، احمد، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ دوم ۱۳۸۰٫

۳۶٫ نشریه‌ی بینات (ویژه‌نامه‌ی امام علی (ع))، سال هفتم شماره ۴٫

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول

برگزیده‌ی متون

بسم الله الرحمن الرحیم

چنین گوید ابوالحسن عبدالله ابن المقفع، رحمه الله،‌ پس از حمد باری، عز اسمه، و درود بر سید المرسلین، علیه الصلاه و السلام، که ایزد تبارک و تعالی بکمال قدرت و حکمت عالم را بیافرید، و آدمیان را بفضل و منت خویش عزیمت عقل و رجحان خرد از دیگر جانوران ممیز گردانید، زیرا که عقل بر اطلاق کلید خیرات و پای بند سعادات است، و مصالح معاش و معاد دوستکامی دنیا و رستگاری آخرت بدو باز بسته است. و آن دو نوع است : غریزی که ایزد جل جلاله ارزانی دارد؛ و مکتسب که از روی تجارب حاصل آید. و غریزی در مردم بمنزلت آتش است در چوب، و چنانکه ظهور آن بی ادوات آتش زدن ممکن نباشد اثر این بی تجربت و ممارست هم ظاهر نشود، و حکما گفته‌اند که التجارب  لقاح العقول و هر که از فیض آسمانی و عقل غریزی بهرومند شد و بر کسب هنر مواظبت نمود و در تجارب متقدمان تأمل عاقلانه واجب دید آرزوهای دنیا بیاید و در آخرت نیک بخت خیزد، و الله الهادی الی ما هو الا وضح سبیلاً و الا رشد دلیلا.

و بباید دانست که ایزد تعالی هر کار را سببی نهاده است و هر سبب را علتی و هر علت را موضعی و مدتی، که حکم بدان متعلق باشد، و ایام عمرو روزگار دولت یکی از از مقبلان بدان آراسته گردد. و سبب و علت ترجمه این کتاب و نقل آن از هندوستان بپارس آن بود که باری عز اسمه آن پادشاه عادل بختیار و شهریار عالم کامگار انوشروان کسری بن قباد را، خفف الله عنه، شعاع عقل و نور عدل حظی وافر ارزانی داشت، در معرفت کارها و شناخت مناظم آن رای صائب و فکرت ثاقب روزی کرد، و افعال و ۶ اخلاق او را بتابید آسمانی بیار است، تا نهمت بتحصیل علم و تتبع اصول و فروع آن مقام را در نتوانست یافت، و آن درجت شریف و رتبت عالی را سزاوار و مرشح نتوانست گشت. و نخوت پادشاهی و همت جهان گیری بدان مقرون شد تا اغلب ممالک دنیا در ضبط خویش آورد، و جباران روزگاران در ربقه طاغت و خدمت کشید، و آنچه مطلوب جهانیان است از عز دنیا، بیافت و آنچه از عزتهای دنیا شایسته حمایت روبرو بدست آورد.

و در اثنای آن بسمع او رسانیدند که در خزاین ملوک هند کتابیست که از زبان مرغان و بهایم و حوش و طیور و حشرات جمع کرده‌اند، و پادشاهان را در سیاست رعیت و بسط عدل و رأفت، و قمع خصمان و قهر دشمنان، بدان حاجت باشد، و آن را عمده هر نیکی و سرمایه هر علم و راهبر هر منفعت و مفتاح هر حکمت می‌شناسد، و چنانکه ملوک را ازان فواید نتواند بود اواسط مردمان را هم منافع حاصل تواند شد، و آن را کتاب کلیله و دمنه خوانند.

آن خسرو عادل، همت بران مقصور گردانید که آن را ببیند. و فرمود که مردی هنرمند باید طلبید که زبان پارسی و هندوی بداند. و اجتهاد او در علم شایع باشد، تا بدین مهم نامزد شود. مدت درزا بطلبیدند، آخر برزویه نام جوانی نشان یافتند که این معانی دروی جمع بود، و بصناعت طب شهرتی داشت او را پیش خواند و فرمود که : پس از تأمل و استخارت و تدبر و مشاورت ترا بمهمی بزرگ اختیار کرده‌ایم، چه حال خرد و کیاست تو معلومست، و حرص تو بر طلب علم و کسب هنر مقرر و می‌گویند که هندوستان چنین کتابی است، و می‌خواهیم که بدین دیار نقل افتد، و دیگر کتب هندوان بدان مضموم گردد. ساخته باید شد. تا بدین کار بر وی و بدقایق استخراج آن مشغول شوی. و مالی خطیر در صحبت تو حمل فرموده می‌آید تا هر نفقه و مؤونت که بدان حاجت افتد تکفل کنی، و اگر مدت مقام دراز شود و به زیادتی حاجت افتد باز نمائی تا دیگر فرستاده آید، که تمامی خزاین ما دران مبذول خواهد بود.

و آنگاه مثال داد تا روزی مسعود و طالعی میمون برای حرکت او تعیین کردند، و او بر آن اختیار روان شد، و در صحبت او پنجاه صره که هر یک ده هزار دینار بود حمل فرمود. و بمشایعت او یا جملگی لشکر و بزرگان ملک  برفت رفتند.

و برزویه با نشاط تمام روی بدین مهم آورد، و چون بمقصد پیوست گرد درگاه پادشاه و مجلسهای علما و اشراف و محافل سوقه و اوساط می‌گشت و از حال نزدیکان رای و مشاهیر شهر و فلاسفه می‌پرسید و بهر موضع اختلافی می‌ساخت و به رفق و مدارا بر همه جوانب زندگانی می‌کرد، و فرا می‌نمود که برای طلب علم هجرتی نموده‌ست. و بر سبیل شاگردی بهرجای می‌رفت، و اگر چه از هر علم بهره داشت نادان وار دران خوضی می‌پیوست، و از هر جنس فرصت می‌جست، و دوستان و رفیقان می‌گرفت، و هر یک را بانوع آزمایش امتحان می‌کرد. اختیار او بر یکی از ایشان افتاد که بهنرو خرد مستثنی بود، و دوستی و برادری را با او بغایت لطف و نهایت یگانگی رسانید تا بمدت اندازه رای و رویت و دوستی و شفقت او خود را معلوم گردانید، و بحقیقت بشناخت که اگر کلید این راز بدست وی دهد و قفل این سر پیش وی بگشاید در آن جانب کرم و مروت و حق صحبت و ممالحت را برعایت رساند.


[۱] – علامت‌های ستاره بیانگر آیه و مربع بیانگر حدیث است.

مرور

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.